زندگی زیباست
دلم میخواد خاطرات روزانه مو اینجا بنویسم از هر قوم و ملیتی که هستین فرقی نمیکنه مهم اینه که هم وطن من هستید و همگی انسان رمز خاطراتمو کسایی میتونن داشته باشن که تاریخ شروع فعالیت وبلاگشون یک هفته از تاریخ ارسال این پست بیشتر باشه یعنی حداقل از90/11/5 از 16 فروردین 91 به بعد خاطره ها دست نویسند امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد و اگه پیشنهادی دارید بهم بگید آرزومند آرزوهای پاکتون دختری 19 ساله از اصفهان خیلی زیباست مرسیییی "خیابان فرعی است و هیچ بار ترافیکی ندارد ولی باز می آید پشت سر ماشینم و بوق میزند. منتها الیه سمت راست حرکت می کنم ولی باز می آید و پشت سرم چراغ میزند تا راه را برایش باز کنم. نمی خواهد عروس ببرد ولی دائم چهار سو می زند و نگاه مرموزش منتظر است تا جوابی ببیند یا بشنود... در ضمن به دست خطم نخندیناااا:دی http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/84580051810669311028.jpg واقعا اگه کسی دخالت تو کار بقیه نمیکرد و نظر بیخود نمیداد و یا از طرفی همش حرف مردم حرف مردم نمیکرد دنیا گلستون میشد... من تا حالا خیلی از این مسائل ناراحت شدم وقتی بابا مامانم میگن برای اینکه پشت سرمون این حرف نباشه این کارو بکن اون کارا نکن اینجا بیا اونجا نیا این حرفو بزن اون حرفو نزن واگه یه اشتباه انجام دادی آدمای فضول صف میکشن و آمادن برای دخالت دو به هم زنی فوضولی حالم از همه آدمای فضول به هم میخوره این اولین دلنوشته من بدون رمزه چون میخوام همه اینو حتما بخونن I vow to be one with thee ,you and me Your love is all I need Just remember, "In every game audience make the noise, not the players." sometimes life is hard, دوستانی که فیس بوک دارن میتونن به این لینک برن و ویدیوی مربوطه رو تماشا کنن http://www.facebook.com/photo.php?v=185894781529823 وای از آرزوهامه تو همچین موسسه هایی کار کنم خدااااا
2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو
3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم
4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و
5- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید
6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه
7- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما
8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و
9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم
10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع
11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را
12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم
13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه
14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش
15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر
16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه
17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش
18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین
19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه
20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه
21- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .
و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!
در این راه طولانی
که ما بی خبریم
و چون باد می گذرد،
بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند
خواهش می کنم !
مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.
مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.
یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را
و یک شیوه نگاه کردن را.
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.
هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.
عزیز من !
دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛
واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب
سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.
و یکی کافیست.
عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.
اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.
من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،
نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.
عزیز من !
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.
بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.
بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.
اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.
اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.
سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.
بیا بحث کنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا کلنجار برویم.
اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.
بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم
دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،
نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم
من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.
و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.
عزیز من !
بیا متفاوت باشیم ...
این دست نوشته بخشی از یكی از نامههای نادر ابراهیمی - داستان نویس معاصر ایرانی - به همسرش بود.
هروقت ازشون بپرسی چطور ی؟ میگن خوبم..
وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده, راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره... ...
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو جیبشون...
آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش میگیرن تا از س.ک.س...
اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن... اینایی که همیشه میخندن...
اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن... همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن....
اینا فرشتن... تو رو خدا اگه باهاشون میرید تو رابطه, اذیتشون نکنین... تنهاشون نزارین, داغون میشن....
ادامه مطلب
There I see
Just what you mean to me
Here in my heart I believe
Your love is all I'll ever need
Holdin' you close through the night
I need you, yeah
One look in your eyes and there I see
What happiness really means
The love that we share makes life so sweet
Together we'll always be
This pledge of love feels so right
And, ooh, I need you
Here and now
I promise to love faithfully
You're all I need
Here and now

but you gotta be strong
and keep moving on.
Don’t let anything hold you back
from what you want.

که با وجود تجاوز فردی و گروهی و اسید پاشی و گشت ارشاد
و مزاحمهاى خیابونی و،زور گیری و، قتل و هزار خطر دیگه
هنوزم تو این مملکت درس میخونه،
ورزش میکنه،رانندگى میکنه،کار میکنه،
عاشق میشه،اعتماد میکنه،مادر میشه
و به بچش یاد میده آدم باشه...!!!
♥ ♥ ♥ به افتخار همه دخترها ♥ ♥ ♥
کسی ازما نمی پرسه که بهارمون کجاست
خندۀ سبز بهارکجای گریـــــــه های ماست
کسی از ما نمی پرسه که کجــــای جاده ایم
بــین این همه سوار چرا هنوز پـــــیاده ایم
کسی نیست نشون بــده نشونی ســــتاره رو
به دل مایـــــاد بده تولـــــــد دوبــــــاره رو
تقویم کهنه روباید ببندیم بازم باید دروغکی بخــــــنــــدیــم
بهاردارهپا می ذاره توو خونه حنجرۀ قلب ما کی می خونه
یکی باید واسه ما بهارو معنا بکنهسفرۀ گمـشدۀهـفت سینو پیدا بکـنه
یکی باید بیاد و بگه بهار چه رنگیه
بگه که تحویل سال چه لحظۀقشنگیه
یکی باید بیاد و سین سکوتو بشکنه
رمز قد کشیدنو تو کوچه فریاد بزنه
| Design By : Pichak |

